وقتی «آیت الله موسوی بجنوردی» هم به ماله کشی متهم می شود!

در روزهای گذشته یکی از خبرگزاری های متعلق به جریان اصولگرا، مصاحبه نسبتا مفصلی را با آیت الله موسوی بجنوردی، پدر همسر، حجت الاسلام سید حسن خمینی و از اعضای برجسته مجمع روحانیون مبارز انجام داد. 

در آن مصاحبه، این عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز،نکته تازه و البته قابل تاملی،در مورد عملکرد مجمع روحانیون و خطوط قرمز خود و این تشکل بیان کرد. وی در این مصاحبه به صراحت اعلام کرده بود که ولایت فقیه خط قرمز وی و تشکلش است و حتی در جریان حوادث پس از انتخابات 88 ، به مجمع روحانیون اعلام کرده در صورتی که پس از نماز جمعه معروف رهبر انقلاب در 29 خرداد، این تشکل بخواهد راهپیمایی برگزار کند وی از این تشکل خارج خواهد شد.

به گزارش «تابناک»، بلافاصله پس از این مصاحبه که علی الظاهر،باید با استقبال کسانی که دل در گرو نظام دارند و بنا را بر دفع حداقلی و جذب حداکثری باید بگذارند، یکی دیگر از خبرگزاری های اصولگرا، در مطلبی به زعم خود افشاگرانه، این مصاحبه موسوی بجنوردی را به زعم خودشان ماله کشی بر اقدامات مجمع روحانیون در جریان وقایع پس از انتخابات سال 88 ارزیابی کرد و فهرستی از اتهامات را برای مجمع روحانیون و برای تخطئه این جریان پشت سر هم ردیف کرد. 

بر اساس این گزارش، باید گفت که اگر چه کسی از باطن کسی اطلاع ندارد و همه ما علی القاعده باید بر اساس ظاهر و سخنان یک گوینده در مورد نیات و اقدامات وی قضاوت کنیم،مصاحبه اخیر آقای موسوی بجنوردی در هر صورتی که به آن بنگریم،قدمی رو به جلو است. وقتی وی اقدام برای راهپیمایی پس از سخنان رهبر انقلاب را برنمی تابد و حتی مجمع روحانیون را تهدید می کند که در صورت این اقدام از آن تشکل خارج خواهد شد و در نهایت هم  موضع به حق خود را به این تشکل غالب می کند. وقتی که وی به صراحت از خط قرمز بودن ولایت فقیه سخن می گوید و حرکت در جهت تضعیف رهبری نظام اسلامی را مدعی می شود که بر نمی تابد، باید از این سخنان استقبال کرد.

اینکه این سخنان وی را با تعبیری نه چندان ناشایست، به ماله کشی تعبیر کنیم و برای رد ادعای او در یک مصاحبه مطالبی را که وی به آنها اشاره ای نکرده است استناد کنیم، حداقل این است که در مسیر دفع حداکثری گام برداشته ایم !.

انتخابات سال 1388 و اتفاقات آن برای همه مسئولان،دست اندرکاران و به ویژه فعالان رسانه ای عبرت های فراوانی داشت. از آن وقایع باید همه آموخته باشند،که هدف اصلی ریزش نیروهای انقلاب است. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که پایبندی همه نیروهای انقلاب به نظام اسلامی به یک میزان است و از سویی میزان و ترازوی همه هم برای سنجش اعتقاد دیگران،چندان میزان و رو به راه نیست. 

چه بسا افرادی که ادعای انقلابی گری و ولایتمداری دارند در برهه هایی از پس آزمون های سخت و دشوار بر نیایند و آنان که اتفاقا به تعبیر گروه اول ایمان و اعتقاد سست تری به انقلاب دارند، پای کار انقلاب بمانند. 

غرض این است که هر اعلام تمایلی به انقلاب و نظامی اسلامی را باید گرامی داشت و از نیات خوانی در مورد آنان پرهیز نمود و به بهانه های مختلف و با جستجو در تاریخ ، ربط دادن مسائل بی ارتباط با یکدیگر و همچنین نیات خوانی افراد را از انقلاب و نظام اسلامی پراکنده نکرد.

/ 0 نظر / 6 بازدید